تبليغاتX
پشت این پنجره جزهیچ بزرگ هیچی نیست



می نویسم امشب

با خطی نا خوانا

روی خطهای کج و معوج یک دفتر شعر

روی سطری که غروبش ناپیداست

هم صدا با قدمهای نرم و آهسته باد

روی جسم سرد و فرسوده راه

می نویسم امشب

در هیاهوی و شیون ابر سیاه

و چه زاری بر سر کالبد یخ زده و خسته خاک

می نویسم امشب

که چه تنهاست خدا

در هیاهوی سکوت این زمین و هر زمان

می نویسم امشب . . .

+ نوشته شده در شنبه دوم شهریور 1387ساعت 18:44 توسط اسیر |