تبليغاتX
پشت این پنجره جزهیچ بزرگ هیچی نیست



آسمانم را

 پشت دیوار کاه گلی کودکی ام گم کردم

چرا باران نمی بارد. . . ؟؟

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 18:31 توسط اسیر |



از پشت دیوار 

تکه  آینه را پلک میزنم

تا نان را پای چوبه تصویر کنم وستون را به ستون زنجیر

و عدل را سر می کشم

تا آخرین کلام

در حضور پر تشویش عقربه ها و تصادم این همه قانون . . .

+ نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 11:13 توسط اسیر |